تبلیغات نوین انتخاباتی اصلاح طلبان

چند دقیقه پیش از ستاد انتخاباتی مهندس ترابی کاندید اصلاح طلب مجلس شورای اسلامی شهرکرد زنگ زدن به گوشی موبایل اینجانب ! یه آقای متشخص پشت خط بود که با کلی خواهش و التماس من و خانواده و دوستان و اطرافیان و ….. خلاصه هرکی که به ذهنش رسید رو دعوت کرد که دسته جمعی بیاین رای بدین ! منم بهش گفتم اولا من الان اصفهانم در ثانی زیر نویس سریال ……. نوشته بود که فقط تو همون حوزه های انتخاباتی رای بدید که دور اول رای دادید . حیف که نمی شد وگرنه این پست وبلاگ رو نشونش می دادم تا بفهمه که کدوم حوزه انتخاباتی باید رای بدم

بعد از تحریر : SMS هاشون کم بود تماس صوتی هم بهش اضافه شد ! احتمالا دور بعدی میان در خونه !

بعد از تحریر ۲ : اگر دوره بعدی انتخابات ریاست جمهوری آقای خاتمی کاندید بشه شاید بهش رای بدم . بستگی به وضعیت سیاسی اون زمان داره ……

اسپم پست ….

تقریبا یک ماهی می شه که بخور بخواب توی خونه راه انداختم . توی این یک ماه کارم شده بود فقط ناهار – اینترنت – شام – اینترنت خواب – ناهار – اینترنت …… و این چرخه ادامه داشت . تقریبا وعده غذایی صبحونه یه جورایی از زندگی روزمره حذف شده بود . وقتی که تا ساعت ۶ صبح بیدار بمونی و بعد از اون بخوابی تا ساعت ۳ بعد از ظهر قاعدتا صبحونه از وعده های غذایی روزمره ات حذف می شه . این شیوه زندگی و این شب بیداری ها اینقدر مورد اعتراض دیگر اعضای خانواده قرار گرفته بود که القابی چون دراکولا و جغد و خفاش و … بهم نسبت می دادن !

فردا صبح راهی شهرکرد هستم و می رم که یک سال دیگه رو توی دانشگاه شروع کنم . ولی متاسفانه به دلیل اختلالات در ساعت بیولوژیک برای غلبه بر خواب ناز مشکل خواهم داشت و احتمالا ۲ هفته ای طول می کشه که شرایط تغییر کنه و همه چیز به حالت عادی برگرده .به هر حال هرچی که هست تصمیم دارم توی سال جدید به طور کل شیوه زندگی و روابط اجتماعی و …… همه چیزم رو عوض کنم و بشم یه روزبه دیگه !

توی این مدت وبلاگ های مینیمال نویس رو خیلی دنبال می کردم و تقریبا یه جورایی از این سبک نوشتن خوشم اومد . احتمالا طی یک هفته آینده در کنار ادامه فعالیت این وبلاگ وبلاگ جدیدی با سبک نوشتاری مینیمال بر روی آدرس Roozbeh.us آغاز خواهم کرد . وبلاگی که محیط و حال و هوای اون با این وبلاگ کاملا متفاوت خواهد بود .

پ.ن : نداریم .

من از لینوکس متنفرم !

طی این مدتی که تقریبا ۱ ماهی ازش می گذره من مطالب زیادی در مورد لینوکس و اوپن سورس بر روی وبلاگم منتشر کردم ! بنده از کسانی بودم به شدت مخالف اوپن سورس و آزادی نرم افزار بودم و در تمامی مطالبم انحصار طلبی مایکروسافت را تایید می کردم و انحصار صاحبان و برنامه نویسان یک برنامه و در بعد بزرگتر در یک شرکت مثل مایکروسافت حق مسلم آن سیستم می دانستم و تقریبا از نظر من آزادی نرم افزار چیزی جز یک شعار مسخره از نظر من بود !

باید خدمتتون عرض کنم که طی این مدت تمام مخاطبین وبلاگ من سر کار بودند . من همچنان از دوستداران ویندوز ویستا ( عشقم ) هستم و با افتخار تمام آن را بر روی کامپیوترم نصب می کنم . توی این ۱ ماهه همه این مطالب و پست هایی که در وصف لینوکس نوشتم همش دروغ بود . من ۸ ساله که با ویندوز کار می کنم و به کوری چشم دشمنان هم که شده ۸۰ سال دیگه هم با ویندوز کار می کنم و بی صبرانه منتظر ویندوز ۷ خواهم بود . ………….

من از لینوکس متنفرم !

پ ن : این پست صرفا جهت ارسال در روز ۱ آوریل یا به عبارت دیگه نوشتن دروغ ۱۳ نوشته شده و هیچ گونه ارزش دیگه ای ندارد . جدی نگیرید

خطوط موازی !

از دوران دبستان بهمون یاد دادن که ۲ خط موازی هیچ موقع به هم نمی رسن ! هیچ موقع هم از هم دور نمی شن !

زندگی من هم توی این چند ساله شده مثل قضیه خطوط موازی !

پی نوشت : این روزا کارم شده گوش کردن به آهنگ تن تو از شادمهر عقیلی ! هی پخش می شه و دوباره از اول لوپ می شه . . .

آغاز سال ۸۷ و نوروز باستانی خجسته باد

تقریبا ثانیه هایی پیش وارد سال جدید شدیم . این پست ساعت هایی قبل آماده و تنظیم شده و به لطف قابلیت ارسال در آینده سیستم وردپرس در این لحظه ارسال شده است . طبق رسم هر ساله لحظه تحویل سال در کنار پدربزرگ و مادر بزرگم هستم و باز هم طبق رسم هرساله در لحظه تحویل سال مشغول خوردن شکلات !

هر جای دنیا که هستید و در هر حالی که هستید سالی خوب و خوشی رو برایتان آرزومندم و امیدوارم سالی سرشار از موفقیت داشته باشید . دوستانی هم که از سیستم عامل ویندوز استفاده می کنند پیشنهاد می کنم این فایل را به عنوان عیدی از جانب من دانلود کنند . متاسفانه نسخه لینوکس اون رو پیدا نکردم .

Game Over

آخرین ساعت های سال ۸۶ رو تنهایی سپری می کنم . الان که این پست رو دارم می نویسم ساعت ۴ صبح  هستش ! در واقع الان تاریخ یه جورایی تو زمین و هواست ! ساعت ۱۲ روز ۲۹ اسفند تموم شده وساعت ۹:۱۸:۱۹ وارد یکم فروردین ۸۷ می شیم ولی نمی دونم توی این فاصله زمانی ۹ ساعته کجای تاریخ هستیم ! این سوال رو از پدر گرامی پرسیدم جواب قشنگی داد ! گفت : به این فاصله زمانی برزخ بین سال جدید وسال کهنه می گن !

توی این چند ساعت هم مدام داره آهنگ “بوی عیدی” زنده یاد فرهاد لوپ می شه و جز این آهنگ هیچ صدای دیگه ای توی خونه نمیاد . در بالکن اتاق تا ته باز کردم و از هوای بهاری لذت می برم . امسال هم همچون سال پیش برای خودم  برای سال جدید یه اسم انتخا ب می کنم .

سال۸۷ سال آزادی دیجیتال

نوروز و برگ گل یاس

روی وبلاگ یکی از دوستان خوندم که نوشته بود :

و کسی گفت بهار است٬ و من با شبنم رو یک برگ گل یاس نوشتم:٬ ای کاش این بهاری که همه می‌گویند بی خبر می‌آمد٬ شاید آنوقت ز شوقش همه گل می‌دادیم.

.

.

یکی نیست بگه مگه گلبرگ های گل یاس با اون همه کوچیکیش می شه روش چیزی نوشت ؟ اونم با شبنم ! ( عجب مینیاتوری شود ) به قول معروف مورچه چیه که بخواد فشار خونش باشه !

روز شما نوروز : ۳ روز

بعد از تحریر : تا قبل از تحویل سال نو خبری از آی تی نویسی نیست ! هرچی هست دل نوشت و به قول خودم اسپم پسته  (Spam Post )

اسپم پست به معنای واقعی کلمه !

متاسفانه به دلیل مشکلاتی که در چند روز گذشته برای سرورهای شرکت پشتیبان به موجود آمده  بود وبلاگ بنده و از همه مهمتر سایت های دیگری که بر روی این سرور هاست شده بودند از دسترس خارج شده بودند که خوشبختانه از امشب وضعیت به حالت عادی برگشت . به سلامتی فردا انتخابات مجلش هشتم هستش و بنده هنوز کاندیداهای انتخابی خودم رو انتخاب نکردم . تا آخر شب فرصب برای بررسی این موضوع خواهم داشت‌ !

توی این چند روزی که وبلاگ آنلاین نبود تنهایی رو واقعا احساس کردم . البته تنهایی در دنیای مجازی ! تنها یار و همدمم گوگل ریدر بود . از همه مهمتر دکتر مزیدی هم نبود که کیلویی لینک شیر کنه و این تنهایی دوچندان احساس می شد . از دوستانی که تمایل دارند مطالب خودشون رو در گوگل ریدر با من به اشتراک بذارند تقاضا می شود گوگل اکانت من رو به لیست خودشون اضافه کنند تا در مواقع تنهایی و بیکاری بیکار نباشم :دی
roozbehonline@gmail.com

ویزای من برای اقامت در آمریکا صادر شد !

roozbeh-dot-us

توی چند ماه گذشته خیلی دنبال این بودم که یه جوری ویزای آمریکا رو بگیرم و پرواز کنم و برم اونجا ! تا اینکه دیشب با کمک دوست خوبم آرش کریمیان این کار انجام شد و بنده رسما ویزای اقامت آمریکا رو دریافت کردم ! البته یه جوره دیگه !

اشتباه نکنید ! حالم کاملا خوبه و هوشیاره هوشیارم ! دروغ سیزده هم نیست ! ویزای اقامت من بر روی اینترنت و به صورت مجازی صادر شده و از امروز رسما به دارندگان دامین us. پیوستم ، دوستانی که اهل اینترنت و وب هستند می دانند که پسوند us. مخفف نام United States ( ایالات متحده آمریکا ) برای کسانی است که تمایل دارند با این پسوند سایتشان در محیط وب شناخته بشه ، دقیقا مثل پسوند ir. که کشور ایران در دنیا با آن شناخته می شه . چند وقتی بود که دنبال یک آدرس سرراست و رند برای سایتم بودم که فقط اسمم رو شامل بشه ، تا اینکه دیشب بعد از کلی جستجو و کندوکاو بسیار دیدم که دامین Roozbeh.us آزاد شده و برای ثبت حاضر و آماده است که با کمک آرش کریمیان اون رو ثبت کردم . از این به بعد وبلاگ Zoom Out علاوه بر اینکه با آدرس RoozbehOnline.Com در دسترس است با آدرس Roozbeh.us هم در دسترس خواهد بود .

همچنین چند وقت پیش یکی از دوستان پیشنهاد داد که مختصری درباره خودت روی آدرس شخصیت بذار تا بقیه بیشتر باهات آشنا بشن و از این مجهول الهویه بودن در بیای ! به درخواست این دوست عزیز هم این کار رو کردم و صفحه مربوط به “درباره من ” از اینجا قابل دسترس می باشد . البته کمی ناقصه ولی خب طی چند روز آینده کاملش خواهم کرد .

سیستم آموزشی و بی برنامگی !

ساعت ۹:۳۰ بود . کلاس تموم شده بود و داشتم می رفتم یه چیزی برای صبحونه بخورم ، ساعت ۱۰ تا ۱۲ کلاس نداشتم و بقیه بچه ها به خاطر اینکه ترم اول زبان پیش خورده بودن و نتونسته بودن زبان پزشکی پاس کنن توی اون ساعت باید می رفتن سر این کلاس ، طبق معمول هم بساط کل و شوخی با بقیه بجه ها به راه بود و داشتم بهشون می خندیدم که اونا زبان پزشکی پاس نکردن و من پاس کردم و ۳ واحد از اونا جلوترم ! توی همین حین بود که استاد راهنما صدام زد که بیا اتاقم کارت دارم . رفتم پیشش و گفت : که شما درس زبان پیش رو پاس نکردی ! و برو پیش آقای فلانی مسئول آموزش درس زبان پیش رو توی برگه انتخاب واحدت وارد کن ! چند لحظه ای هنگ کردم که این استاد راهنما چی داره می گه ! مگه من زبان پیش خورده بودم ؟ من که ترم ۱ زبان پزشکی رو پاس کردم پس بعد از ۳ ترم زبان پیش دیگه چه صیغه ایه ؟ به استادمون گفتم که من ترم ۱ زبان پزشکی پاس کردم خودتون لیست انتخاب واحد رو بهم دادید که این دروس رو انتخاب کن . یادمه توی اون لیست واحد زبان پیش رو به من گفتید انتخاب نکن و به جاش درس زبان پزشکی ۱ رو بردار !

هرچی با این آقا سروکله زدیم به خرجش نرفت که نرفت ! گفت همینه که هست اگه مدرکت رو زمان فارغ التحصیلی می خوای باید ۲ واحد زبان پیش هم پاس کنی ، با سرو کله هاشولی پاشولی رفتم آموزش دانشکده که درس زبان پیش رو انتخاب کنم شاید هم اونجا بشه یه کاری کرد و زبان پیش رو یه جوری تخفیف بگیریم ! رفتم پیش خانم فلانی و گفتم قضیه اینجوریه ! من چه جوری باید بعد از ۳ ترم زبان پیش پاس کنم ؟ نمی شه یه جوری پاسش نکرد ؟ خانم فلانی گفت این مشکل شما نیست که زبان پیش رو انتخاب نکردید ! مشکل استاد راهنماتون بوده که ترم ۱ بهتون اشتباهی زبان پزشکی رو به جای زبان پیش ارائه داده و به هرحال هرجوری که هست باید زبان پیش رو پاس کنید .

بعد از ۲ ساعت چونه زدن رفتم که انتخاب واحد کنم . هرچی تاریخ امتحانات گروه های دیگه رو چک می کردم می دیدم که یه جوری با بقیه امتحانات خودم تداخل داره و مجبور بودم تو یک روز و در یک ساعت ۲ تا امتحان بدم ! که خب این هم امری بود محال ! . تا اینکه بالاخره با کلی این ور و اون ور رفتن و متر کردن دانشکده های دیگه تونستم با گروه پرستاری شبانه ترم ۱ زبان پیش رو بگیرم .

اون شب توی خوابگاه قضیه کمی فرق کرد ! صبح من داشتم به ریش بقیه هم کلاسی ها می خندیدم و شبش اونا به ریش من ! از همه بدتر اینجا بود که فهمیدم امتحان زبان پیش نمره اش توی معدل تاثیری نداره ! یعنی اینکه الکی وقت تلف کردن ! یعنی یک ترم شنبه ها ۱ تا ۳ بعد از ظهر الافی !